از ظرافت‌های مرحوم عبدالله نورانی

دکتر مهدی محقق در گفت‌وگويی که آقای سنابادی عزیز با ايشان کرده و در کتاب «فقیه روشن‌اندیش؛ شیخ هاشم قزوینی از نگاه شاگردانش» (ص 525) آمده، به‌مناسبت کمک دکتر حسين کاظم‌زاده وزیر وقت علوم به دکتر علی شريعتی و راهنمايی وی برای نوشتن کتابی با عنوان «تعليم و تربيت در اسلام» برای پرداخت حقوق وی، خاطره‌ای خواندنی از مرحوم شيخ عبدالله نورانی نقل می‌کند و روشن‌بينی و ظرافت آقای نورانی را نشان می‌دهد (نقل با تصرف):

آقای نورانی گفت: هفت هشت روز بعد از پيروزی انقلاب، من منتظر تاکسی بودم. ديدم يک تاکسی آمد که جلوش يک نفر جا دارد، ولی عقبش دو نفر که معلوم بود پاسدارند، نشسته‌اند و وسطشان دکتر کاظم‌زاده است که آمده‌اند از خانه بلندش کرده‌اند که او را به کميته ببرند.

نورانی گفت: من هيچ به روی خود نياوردم که مثلاً شما دستگير شده‌ايد، گفتم: حال شما چطور است آقای دکتر؟ خدا خيرتان بدهد که همۀ وزارت علومی‌ها از شما راضی بوديم، از حق و حقوق کارمندانتان دفاع می‌کرديد، وضو می‌گرفتيد و نماز می‌خوانديد، در حقيقت الگو بوديد برای کارمندان و از همه مهم‌تراينکه دکتر شريعتی سپاسگزار از شما بودند که وضع حقوقی‌اش را درست کرديد. خب خانواده‌اش چه گناهی داشتند که بدون پول بمانند. خدا خيرتان بدهد که اين کار را کرديد!

آقای نورانی گفت: من پياده شدم و چيزی به روی خودم نياوردم، بعد که رفته بودند - کجا بردند نمی‌دانم - پاسدارها گفته بودند که ما معمولاً کسانی را که می‌آوريم نگه می‌داريم؛ ولی ما به احترام آن چيزی که آن آقای روحانی گفت، شما را به هيچ وجه اينجا نگه نمی‌داريم، شما برويد!

يگانه وزير هويدا که زندان نرفت دکتر کاظم‌زاده بود. همين الآن در تهران است. اين ظرافت آقای نورانی بود.