تاريخچۀ ميدان فردوسی تهران؛ بخشی از خاطرات عيسیخان صديق در «يادگار عمر»
يادبود ديگری که در تهران از هزارۀ فردوسی به وجود آمد، «خيابان فردوسی» است که اکنون يکی از معابر مهم مرکز شهر است.
تا سال 1313 خيابانی به نام فردوسی به عرض پانزده متر از خيابان سعدی به دروازۀ شميران میرفت که در آن سال موسوم به خيابان هدايت شد.
خيابان فردوسی کنونی تا 1313 به نام علاءالدوله حکمران تهران به هنگام انقلاب مشروطه بود؛ زيرا خانۀ علاءالدوله در آغاز و مشرق آن خيابان نزديک ميدان سپه قرار داشت. عرض خيابان مذکور در حدود ده متر بود و روبهروی خانۀ علاءالدوله چند دکان بوريابافی و يک قهوهخانه وجود داشت که عصرها بعضی از افراد معتاد به کشيدن ترياک در آنجا جمع میشدند و بیپروا در مقابل ديدگان مرم بدان عمل میپرداختند.
همين که دولت تصميم به انعقاد جشن هزاره و کنگرۀ فردوسی گرفت، شهرداری تهران به توسعۀ خيابان علاءالدوله همت گماشت و علاوه بر تعريض، آن را تا خندق شهر (که اکنون ميدان فردوسی است) امتداد داد و به نام فردوسی موسوم کرد.
انجمن زرتشتيان هندوستان نيز مجسمۀ فردوسی را از برنز در آنجا ساخت و برای نصب در ميدان تقديم کرد و طبق پيشنهاد انجمن عمل شد.
مجسمۀ مذکور، فردوسی را در حالی نشان میداد که بر تشک نشسته و بر بالش تکيه کرده و به سرودن شاهنامه اشتغال دارد.
چند سال بعد، مجسمه را به دانشگاه تهران منتقل و در گلگشت آنجا نصب کردند و تنديسی از شاعر بزرگ به حال ايستاده در ميدان قرار دادند.

