عيسیخان صديق در «يادگار عمر» مینويسد:
در وزارت جنگ متصديان تشکيلات جديد نظام متوجه شدند که با ايجاد مؤسسات تازه و وارد کردن ماشينآلات و ابزارهای نوين، بايد الفاظ و اصطلاحات جديد فارسی به کار برد، و برای وضع آنها با وزارت معارف مکاتبه کردند تا بالاخره انجمنی از صاحبمنصبان ارشد و دانشمند شورای عالی نظام و چند عضو کشوری وزارت جنگ، مانند رشيد ياسمی و آقای غلامحسينخان مقتدر و نمايندگان وزارت معارف، در عقرب (آبان) 1303 در اطاق شورای مذکور تشکيل گرديد.
صاحبمنصبان مذکور عبارت بودند از سردار مدحت (سرلشگر جلاير)، سردار مقتدر (سرلگشر غفاری)، سرهنگ حاج محمدخان رزمآرا (پدر سپهبد رزمآرا)، سرهنگ مهندس رضاخان شيبانی، سرهنگ کريمخان معاوننظام، سرهنگ علی کريم قوانلو. نمايندگان وزارت معارف سه نفر بودند: حاج ميرزا يحيی دولتآبادی، ميرزا غلامحسينخان رهنما، نگارندۀ اين سطور.
جلسات انجمن هفتهای يک بار منعقد میشد و در حدود سه ساعت به طول میانجاميد و برای هر جلسه پنج تومان حق حضور داده میشد.
طرز کار بدين سان بود که اصطلاحات مورد نياز به زبان فرانسه نوشته میشد و قبلاً برای اعضای انجمن ارسال میگرديد. هريک از آنان به ذوق خود، لغات فارسی که به نظرش میرسيد در مقابل کلمات فارسی مینوشت و به انجمن میآورد. هر کلمه جداگانه مطرح و نظريات مختلف گفته و تصميم مقتضی گرفته میشد.
در ضمن بحث دربارۀ هر واژه، چای صرف میشد. سردار مقتدر معمولاً قليانی به زير لب داشت و صدای قلقل آن مجلس را گرم میکرد. حضار سالخورده به فراخور حال، از بذلهگويی و نقل داستانهای شيرين که به نحوی از انحاء، مربوط به کلمۀ مورد گفتوگو بود، خودداری نمیکردند.
انجمن مذکور در حدود چهار ماه داير بود و تقريباً سيصد لغت وضع کرد. اصطلاحات موضوعه بيشتر مربوط بود به رشتههايی که در آن وقت به وجود میآمد؛ چون هواپيمايی، آلات و افزار جنگی، توپخانه، مهندسی نظام، سازمان نيروها و مانند آن که اکنون در مملکت رايج است؛ از قبيل: هواپيما، فرودگاه، هواسنج، بادسنج، خلبان، آتشبار، گردان، بنه، ارّابۀ جنگی ....

